F

ف . بری

F

کرکسان

F

 

باز کرکس ها به پرواز آمدند در آسمان

بر سر نعش ضعیف این وطن دارند فغان

بوی ګند طعمه دزدی و غارت در مشام

خورده اند از جان مردم سالها این ناکسان

ملت بیچاره ، رنجور معاش روز و شب

تیره فکران در پی سود و مقام اند همعنان

چشم بینایی بیاور ملت در خواب وهم

تا که دریابی فساد و فتنهء غارتګران

بر ستیز بر غاصبان دین فریب و فتنه ګر

مانع صلح و رفا اند، این ها درهر زمان

باز ګیر بر دست خود را‌ی و توان خویشتن

قدرت ملت بود آزاده ګی را ارمغان

راه پیشرفت و رفا در همت بیدار توست

معرفت باشد بری مفهوم هستی در جهان