محترم محمد شریف منصور

 

سلطان زوی و اتهامات بی اساس


بسم الله الرحمن الرحیم


از مدتی بدین سو داود سلطان زوی شاروال کابل مورد حملات شدیدی در فضای مجازی قرار گرفته است ، اشخاصی عمدتا با صفحه های مستعار تهمت های گوناگونی به جناب سلطان زوی میزنند ، مثلا پس از ضد عفونی کردن شهر کابل بخاطر ویروس کرونا در فضای مجازی شایعه ای پخش شد که به جای مواد ضدعفونی از پودر برای ضد عفونی کردن شهر استفاده شده است .
موضوع دیگر مسئله هواپیما ربایی سال ۱۹۸۵ است که اشخاصی سعی میکنند جناب سلطان زوی را به عنوان عامل آن معرفی کنند و نکته مهم آنکه آنها به استثنای یک پست فیسبوکی تحت نام "لیست طیاره دزدان افغانستان" و یا نام های مشابه آن که منابع آن را هم ذکر نکرده اند سند دیگری نشان نمیدهند ، اما به گفته بانو زهره یوسف همسر جناب سلطان زوی آنها در آن سال اصلا در افغانستان نبوده اند و جناب سلطان زوی نه در قوای هوایی بلکه در یک شرکت امریکایی مشغول کار بوده اند ، این پست در فضای مجازی دست به دست میگردد و از آنجا که منبع و یا منابعی برای آن ذکر نشده است کاملا بی اعتبار محسوب میشود ، گذشته از آن تاریخ هایی که در این پست ذکر شده اند با تاریخ واقعی این حوادث اختلاف زیادی دارند مثلا در ابتدای پست نوشته اند که تورن جمال الدین در روز ۷ ثور سال ۱۳۵۹ جت ام آی 8 را دزدیده و به پاکستان برده است ، این تاریخ مصادف است با ۲۷ اپریل سال ۱۹۸۰ در حالی که تورن جمال الدین در ماه جولای سال ۱۹۸۱ این کار شرم آور را انجام داده بود .[۱]
بیایید که پیشینه طیاره ربایی را در افغانستان به هم مرور کنیم :
اولین هواپیمای جنگی افغانستان در سال ۱۹۸۱ توسط جگتورن جمال الدین ربوده شد و به پاکستان منتقل شد ، البته معاون پیلوت راضی به انجام این خیانت بزرگ نشد و توسط جمال الدین خائن به قتل رسید . [۲]
از سال ۱۹۸۵ سازمان استخبارات امریکا در صدد بود تا با بهره گیری از خائنانی که در صفوف دولت نفوذ کرده بودند زمینه ربودن هلیکوپترهای توپ دار ام آی ۲۴ را مهیا کند . [۳]
بنابراین اعلان کردند ک به هر پیلوتی که هلیکوپتر ام آی ۲۴ را سالم برباید مبلغ یک میلیون دالر به عنوان جایزه پرداخت خواهد شد .[۴]
این مبلغ وسوسه انگیز دو تن از پیلوتان قوای هوایی را واداشت که وجدان و شرف شان را زیر پا بگذارند و دو هلیکوپتر قوای هوایی را بربایند و در منطقه میرانشاه فرود بیاورند .[۵]
این هلیکوپترها به دست دولت امریکا رسید اما امریکا از پرداخت پول به پاکستانی ها و پیلوت های خائن امتناع کرد .[۶]
شهنواز تنی وزیر دفاع سابق هم پس از انجام کودتای نافرجام و ننگین خویش با یک هلیکوپتر نظامی به پاکستان فرار کرد .
البته این عملیات ها همیشه هم موفقیت آمیز نبود ، مثلا داد محمد برادر قومندان مسلم یکی از پیلون های قوای هوایی و سه تن از پیلوت های دیگر به توافق رسیده بودند که هواپیمای های قوای هوایی را بربایند و به پاکستان ببرند ولی قبل از انجام این کار وی بخاطر سرنگون کردن یک جت جنگی و بمباران یکی از مناطق نظامی مورد سوظن قرار گرفت و کشته شد . [۷]
من از اینکه خائنان کشور تحت تعقیب قرار بگیرند و محاکمه بشوند استقبال میکنم اما بدون سند نمیشود که کسی را متهم و محاکمه کرد و به یک مورد که نمیشود اکتفا کرد .
قوای هوایی افغانستان در زمان داکتر نجیب الله قوی ترین قوای هوایی در سطح منطقه بود و تعداد هواپیماهای آن را بین ۲۴۰ الی ۵۰۰ نوشته اند تعداد تمام هواپیماهای ربوده شده تا قبل از سقوط داکتر نجیب الله به بیست تا هم نمیرسد ، مجموع همه هواپیماهای قوای هوایی را ۵۰۰ نه بلکه حداقل آن را در نظر میگیریم و فکر میکنیم ۲۴۰ بال بوده اند پس سرنوشت
۲۳۰ هواپیمای دیگر چه شده است ؟
چرا کسی به آنها اهمیت نمیدهد؟
چرا سرنوشت آنها برای کسی مهم نیست؟
در ضمن این هواپیماها پس از هماهنگی با تنظیم ها ربوده میشدند چرا کسی از این موضوع حرفی نمیزند؟
پس نتیجه میگیریم که علت این تبلیغات هواپیمای گمشده نیست بلکه داستان از آنجا شروع میشود که مدتی قبل جناب سلطان زوی در یکی از رسانه های کشور به شدت از عملکردهای تنظیم های جهادی انتقاد کرد و از همان زمان این تبلیغات با حرارت خاصی شروع شد ،
جناب سلطان زوی چند روز پیش برای نظارت از فعالیت نانوایی ها به چند نانوایی رفت ، ضمن بازدید از یکی از نانوایی ها از نانوا پرسید که هواکش دارید ؟ همین سوال ساده مورد انتقاد صدها نفر به اصطلاح روشنفکرنما قرار گرفت !!
موضوع دیگر گرفتن چتر بر سر شاروال کابل است که البته موضوع جدیدی نیست .
کاش آنها همانقدر که به این موضوع توجه میکنند به اختلاس های میلیارد دالری که از سال از نخستین سال تشکیل دولت انتقالی شروع شده بود و تا سال ۱۳۹۳ بی انقطاع ادامه داشت توجه میکردند .
شاروال کابل یک شخص مسن و یک مسئول دولتی است ، اینکه کسی بنا به احترام او چتری را روی سر او بگیرد زمین و زمان یکی نمیشود .
از حق نگذریم جناب سلطان زوی هم طی مدت کوتاه فعالیت های زیادی از خود نشان داده اند :
۱_مبارزه با کرونا بوسیله ضدعفونی کردن مداوم شهر و نظارت بر اجرای قرنطینه
۲_توجه جدی به محیط زیست و سرسبزی شهر کابل و کاشت ۷ هزار بوته گل در مساحت ۲۰ هزار متر مربع
۳_نظارت جدی بر نحوه اجرای قوانین قرنطینه و بستن رستورانت هایی که از این امر سر باز میزدند .
۴_تهیه رهنمود توزیع نان برای نانوایی ها و
نظارت از نحوه توزیع نان و ارزیابی نحوه پخت و وزن نان ها
متاسفانه که این کارها نادیده گرفته میشود ولی برای یک چتری گرفتن چه شعرها که نمیسرایند و چه انتقادها که نمیکنند .
نباید زود قضاوت کنیم ، هیچ سند قانع کننده ای در مورد ارتباط آقای سلطان زوی و هواپیما ربایی سال ۱۹۸۵ در دست نیست فقط همین قدر میدانیم که پیلوت نامبرده داود نام داشته است و
این موضوع مرا به یاد داستانی قدیمی می اندازد :
گنه کرد در بلخ آهنگری
به شوشتر زدند گردن مسگری
در زمان های قدیم در شهر بلخ آهنگری جرمی را مرتکب شد ، خبرش را به شاه فرستادند ، شاه فرمان مرگ آهنگر را صادر کرد و توسط پیک به بلخ فرستاد ، از قضا نامه پادشاه به جای والی بلخ به دست والی شوشتر رسید و از آنجا که شوشتر آهنگر نداشت مسگر شوشتر را گردن زدند!!
بیایید که زود قضاوت نکنیم و بخاطر تشابه اسمی یک هموطن مان را به صورت ناعادلانه مورد انتقاد قرار ندهیم .
در پایان از خداوند متعال برای جناب سلطان زوی طول عمر و موفقیت های مزید آرزومندم .
محمد شریف منصور
۱۳۹۹▪۲▪۲۱
منابع :
۱_تلک خرس ، مارک ادکین و دگروال یوسف ، ص۱۴۹
۲_همان منبع ، پاورقی همان صفحه
۳_همان منبع ، ص ۱۴۸
۴_همان منبع ، ص ۲۷۷
۵_همان منبع ، ص ۱۴۸
۶_همان منبع ، ص ۲۷۷
۷_یک ماه با قهرمانان ، عبدالله عزام ، ص ۱۸۲_۱۸۳